آدم ها غیر قابل تحملند. تنها چیزی که انسان ها را برای هم قابل تحمل می کند منافع است. حالا تعریف از منافع تفاوتی در ذات آن ایجاد نمی کند. شرم آور و ناامید کننده است که حسن ذاتی برای انسان ها معنایی ندارد. از درک آن عاجزند به همان اندازه ای که از انجام آن عاجزند. راز زندگی اجتماعی در پیوند دادن منافع خود با با دیگران است. محتاج کردن آن ها، استفاده از آنها و یا نیاز به آنها. این پیوند نامرئی است که اساس زندگی اجتماعی و جامعه را تشکیل می دهد. یک فردِ تنها کسی است که غرور زیادی دارد. حاضر به رابطه به همگان به هر دلیلی نیست. همین دیواری که به دور خود می کشد و مانع از تعریف منافع دیگران در ارتباط با وی می شوند باعث تنهایی او می شود. اینکه به کسی نیاز ندارد و با تمام وجود به آن باور دارد به این دلیل است که منفعتی را در رابطه با هیچ کسی تعریف نکرده است. هدف متعالی تری دارد. به همین دلیل است که ترساندن این افراد معنایی ندارد. شما نمی توانید به کسی که انتخاب کرده است تنها بماند بگویید کسی او را دوست ندارد. چون این گفته تنها ناشی از آزردگی خاطر ناشی از پشت در ماندن است. اینکه خود را به اندازه او
برچسب:
نویسنده: باربد حیدری
تاريخ: چهارشنبه
26 آبان
1395 ساعت: 23:59